یک عدد مامان

مامان یک کودک سرطانی سابق

یک عدد مامان

مامان یک کودک سرطانی سابق

الان باید مشهد می بودم خیلی دلم اونجاست مخصوصا که فامیل جمع شده بودن ولی خب نشد 

دختردایی برام عکس دلمه بادمجانی که مامان درست کرده رو فرستاده و میگه خوب شد نبودی و بهم سهم بیشتری رسید و منم نوشتم نوش جانت و ایشالله همه اش گوشت بشه بچسبه به شکم و پهلوهات 

هرچی من چاق شدم اون نکبت لاغر و خوش فرم مونده کلن از این مدل آدم های خوشبخت هست که هرچی می خوره چاق  نمیشه 

دلم یک مسافرت حسابی می خواد ولی خب..

کاش میشد چشم بهم بزنم و ببینم امسال تموم شده البته اگر سال بعدی بدتر از امسال نباشه