صبح سه تایی با هم برای سی تی اسکن رفتیم بیمارستان لاله می دونستم باید ناشتا باشه از دیشب دیگه چیزی بهش نداده بودم حسابی گشنه شده بود بهانه می گرفت منشی داروی سی تی اسکن را با ۳لیوان اب میوه مخلوط کرد و گفت یواش یواش بهش بدین بخوره وروجک منم چون خیلی گشنه بود اولین لیوان را سر کشید وانرژی گرفت پاشد بدو بدو کردن توی سالن انتظار من وباباش هم دنبالش می دویدیم ازش خواهش می کردیم که یک کمه دیگه هم به به بخوره اما اون دیگه حاضر نبود بخوره تازه فکر می کرد که این یک بازی جدید واز این که ما با یک لیوان اب میوه دنبالش بودیم کلی ذوق می کرد و جیغ می کشید ![]()
خلاصه بعد از ۳ساعت دویدن و بازی کردن موفق شدیم به منشی موفقیتمون را اطلاع دادم وگفت حالا باید دارو خواب اور بهش بدی وبخوابونیش وای نننننننه دیگه حتا نمی تونستم روی پاهام وایسم
۲ساعت هم پروسه ی خوابوندنش طول کشید وبعد از ۵ساعت ما تونستیم یک سی تی اسکن از این جوجو بگیریم منتظر نشسته بودیم تا جواب حاضر بشه که یک پیامک از طرف دادشم برای حمید(همسرم) رسید توی اینترنت سرچ کرده بود واطلاعاتی راجع به تومور ویلمز برامون فرستاده بود و این که این یک تومور سرطانی است
سوار ماشین شدیم ستایش بغل من خواب خواب بود فاصله بیمارستان تا خونه در سکوت مطلق گذشت
۳ ماه بعد دوباره از دکترش خواستم ازمایش ادرار براش بنویسه تا خیالم راحت بشه که مشکلی نداره اون هم برای اینکه خیالم راحت بشه هم ازمایش نوشت هم یک سونوگرافی از کلیه توی این فاصله ۳ماهه دخترم را (در سن ۱۸ماهگی )از شیر گرفتم برای سونو و ازمایش رفتم بیمارستان پارسیان جواب ازمایش خوب بود اما سونو یک توده کیست در کلیه راست نشان می داد همون روز جواب را بردم پیش دکترش واون ادرس سونو دکتر مهدیزاده را بهم داد وگفت همین الان برم اونجا وسونو را تکرار کنم یک کم نگران شدم به سرعت دستور دکتر را انجام دادم وقتی جواب حاضر شد دیگه ساعت ۸شب شده بود با دکتر تماس گرفتم هنوز مطب بود جواب را براش بردم تومور ویلمز تشخیص داده بودن برام سی تی اسکن نوشت وگفت حتما تا فردا انجام بدم
دیگه حسابی نگران شدم اصلا نمی دونستم تومور ویلمز یعنی چی رسیدم خونه جریان را برای شوهر وبرادرم تعریف کردم قرار شد فردا صبح من و همسرم با هم دخترم را ببریم سی تی ....
پی نوشت: امروز روز جهانی حمایت از بیماران سرطانی بود