تجربه ی جالبی بود اینکه با تور بری خب یکسری مزایا داشت مثل اطلاعاتی که تورلیدربهت میده و انصافا تورلیدرمون خیلی عالی و بامعلومات بود ولی خب عوضش دبگه خودت کشف و شهود نمی کنی و قاطی مردم نمیشی هرچند ما خودمون چندباری تنهایی رفتیم گشت و گذار ...این سفر واسه سپهر جذاب تر بود چون هم دوستش همراهش بود و هم اینکه تاریخ روسیه براش جالب بود ...ستایش از کل سفر فقط پارک ابی اش رو دوست داشت ...بله ما این همه راه رفتیم تا روسبه و یک بعدازظهرش رو اختصاص دادیم به پارک ابی و کلی هم از طرف دوست جان همراه شماتت شدیم که اخه پارک ابی !!!حیف شب های سنت پترزبورگ نیست که وقتت رو اینجوری تلف کنی ولی خب ما به ستی قول داده بودیم ...خوشبختانه پارک ابیش پنجره های سرتاسری بزرگ رو به دریا داشت و ما حظ بسری بردیم ..اسمان سنت پترزبورگ بینظیر بود و من مشابه اش رو تا به حال ندیده بودم....موزه جنگ مسکو یکی از جذاب ترین قسمت های سفر بود زیبا و تاثیر گذار ..جوری که خودت رو توی فضای جنگ جهانی دوم احساس می کردی ....از نمیه های سفر موبایلم به فنا رفت و خوشبختانه( شایدم بدبختانه چون داشتم به موبایل جدید فکر میکردم) دیروز درست شد ولی کل عکسها و فیلمام پرید:(...عاشق پسر دوستم شدم می دونستم که بچه ی باهوش و اهل مطالعه ای هست ولی دیگه نه اینقدر و اطلاعاتش راجع به جنگ جهانی و تاریخ روسیه منو واقعا شگفت زده کرد
دوباره برگشتم به فضای عادی زندگی ..چیزی به عروسی نمونده ..بلیط های رفتم رو گرفتم و واسه برگشت هنوز فکری نکردم دلم می خواد بیشتر بمونم ولی سپهر نمی تونه ...بعدا بهش فکر می کنم که واسه برگشت چه کنم...پروژه ی لباس خودم و ستایش تقریبا به نتیجه رسیده فقط مونده پدر و پسر
فقط یک هفته مراعات نکردم و دوکیلو چاق شدم اونم با این همه پیاده روی که در طول روز میکردیم !!لعنت به این استعداد مزخرف...حالا یکماه طول میکشه تا این دوکیلو برگرده سرجاش
سلام
چون عنوان وبلاگ با مطالب اخیر نمیخونه، نشون دهنده اینه که بیمار سرطانی بهبودی پیدا کرده. الحمدلله
سلام. بله خیلی وقت هست که سلامتی برگشته
اون گوشه ی سمت راست وبلاگ نوشته ام
وااااااااااای عزیزم خوشبحالتون .من عاشق اینم که برم کشورای دیگه مثل ایتالیا اسپانیا روسیه کره.خیلی دوس دارم با فرهنگ و غذاهای کشورای دیگه اشنا بشم .امیدوارم از سبک معماری و موزه های روسیه لذت برده باشی.امیدوارم یه روز منم بتونم برم
ایشالله بزودی بری سما جان
ما که اینجا اومدیم دلمون نمیخواد دیگه برگرذیم.
بس که مردمش مهربون و خوش خلقن.
وای من دارم ءرشیوت رو میخونم.عااااشق طرز نوشتنتم.
خوش بگذره
ارشیو!!! مگه تو خییلی وقت نیست که اینجایی؟ ...چرا من فکر می کردم تو تقریبا از اوایل بودی
همیشه به سفر و گردش دوست جان
و یه بخشی ش هم استرسم کمتر و ارامشم بیشتره. آخه من همیشه نگرانم که نکنه گم بشیم 
من برعکس تو همچین سفرهایی رو ترجیح میدم با تور بریم. البته یه بخشی ش برمیگرده به ذات تنبلم
ایشالله عروسی هم بخیر و خوشی بگذره و عروس و دوماد برن سر زندگی شون
مرسی زهرا جونم



اینا واسه نی نی بود ها
ذات شیرازی البته
درست فک میکنی چون.
از همون اوایل بودم.
آرشیوتم حفظم.
ولی دوباره میخونمش.خیلی کیف میکنم با دوباره خوانیشون
عزیزم
رسیدن به خیر عزیزم
مرسی تنهای عزیز
خوشحالم بسلامتی برگشتین. انشالله سفرای بیشتر
مرسی عزیزم