X
تبلیغات
رایتل

اصلا یهو دلهره افتاد به جونم

چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 07:55

دیروز اومدم زیر گردن ستی رو ببوسم ( من عاشق زیر گردن بچه هام )که گفت ای ای مامان درد میکنه ..نگاه کردم و چیزی نبود.امروز صبح که بیدار شد بره مدرسه گفت مامان گردن دست میزنم درد میکنه و دیدم زیرگوش چپش یک کم ورم داره 

فورا رفتم واسه دکتر احسانی پیام گذاشتم که دکتر جان ایران هستین؟ عصری ستایش رو بیارم؟ ...یک نگاه به ساعت پیام دادن کردم و دیدم 6:46 صبح هست 

نمی دونم چرا یکدفعه اینجور مضطرب شدم.هنوز دکتر پیامم رو ندیده و خداکنه ایران باشه 

ستایش رو گذاشتم مدرسه .حال عمومیش خوبه .برگشتم خونه و هی دارم توی خونه دور خودم می چرخم 

احساس کردم اگر بنویسم اروم تر بشه

امیدوارم چیزی نباشه

حتما شب که از دکتر برگشتم همینجا پانوشت میزنم و خبر میدم

کاش دکتر تهران باشه کاش تهران باشه کاش هیچی نباشه


بعدانوشت: اوریون بود یعنی وقتی دکتر جان اینو گفت از ته دلم خوشحال شدم.ِ.هیچی دیگه باید بمونه خونه و استراحت کنه حداقل تا دوشنبه هرچند دکتر جان گفت چه کاریه خب این هفته ی اخر اسفند رو کلا نره...حالا این وسط ستی چونه میزنه نمیشه فردا استخر برم بعد دیگه قول میدم استراحت کنم


نظرات (10)
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 07:58
پریسا جونم به دلت بد راه نده. هیچی نیست. شاید غدد لنفاوی باشه. شاید یه گوش درد ساده. حتما چیزی نیست عزیزم
پاسخ:
امیدوارم همینطور باشه پریا
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 09:50
نگران نباش پریسا جوون...من خیلی ها رو دیدم که گوش درد که میشن یا عفونت گوش و حلق و ..که میگیرن کنار گوش یا پشت گوششون سفت میشه خودمم دوران کودکی زیاد اینجوری شدم.یه آمپول پنی سیلین که میزدم کلا محو میشد
پاسخ:
باورت میشه هی میگم کاش اوریون باشه
امیدوارم چیز خاصی نباشه
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 15:29
عزیزم نگران نباش
ایشالا که چیزی نیست
بی خبرمون نزار
پاسخ:
ممنون ویرگول عزیز
چسم حتما از دکتر برگشتم اینجا خبرش رو می ذارم
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 16:06
ایشالا که چیزی نیست.همین که دردناکه یعنی چیز خاصی نیست
پاسخ:
دقیقا منم واسه همین خوشحالم که درد داره
نمی دونم چرا ذهنم رفت طرف سرطان غدد لنفاوی
ایشالله که چیزی نیست
مرسی زهره جان
چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت 17:00
ممکنه اوریون باشه. نگران نباشین ایشالا که زود خوب بشه
پاسخ:
اوریون بود
پنج‌شنبه 17 اسفند 1396 ساعت 01:35
خوب خدا رو شکر
پاسخ:
پنج‌شنبه 17 اسفند 1396 ساعت 01:42
دکترکی بودم من
پاسخ:
پنج‌شنبه 17 اسفند 1396 ساعت 13:32
میشه به مامانا گفت نگران نباشین؟
مامان غیرنگران دیدین اصلا؟
میشه مامانا رو با گفتن نگران نباش آروم کرد؟نه تاوقتی که عامل نگرانیشون برطرف بشه
واقعیتای که من تازگیا بهش رسیدم.
موج منفی نیستا!فقط میخواستم بگم تا مغز استخون میفهممتون.
ولی به هر حال روزتون مبارک +کلی آرزوی خوب و اینکه ان شاءالله چیزی نیست
پاسخ:
ممنون عزیزم
روز تو هم مبارک و امیدوارم به سلامتی این مدت باقی مونده طی بشه و نی نی کوچولو زودی دنیا بیاد
جمعه 18 اسفند 1396 ساعت 00:11
شکر که چیز مهمی نبود امیدوارم زود زود خوب بشه
پاسخ:
ممنونم
شنبه 26 اسفند 1396 ساعت 22:27
الهی عززیززم چه استرسی رو گذروندی. فکرت به کجاها که نرفته. خدا رو شکر که ستی جانم خوبه. خوشگل خانوم قشنگ.
پاسخ:
فدات مامان جان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد