X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 13 فروردین 1396 ساعت 14:28

هیچی دردناکتر از بیدار شدن صبح زود اونم بعد از دوهفته خوابیدن تا لنگ ظهر نیست و از اون بدتر اضافه وزن بعد از پایان تعطیلات 

ما که امسال علاوه بر دید و بازدید مرسوم همه سال پروژه ی پاگشا کردن عروس و داماد داشتیم و به طور فشرده نهار و شام دعوت شدیم و تمام زحمات یکساله واسه مانکن شدن رو به فنا دادیم و دوباره از اول باید پروژه ی لاغری رو استارت بزنیم فقط یک سوال هست اوتم اینه که چطوره که دوهفته ای ادم چاق هستیم ولی وقتی می خواد برگرده وزن قبلش حداقل دوماه طول میکشه

سیزده مون رو توی قطار داریم به در می کنیم و در راه برگشت به خانه و کاشانه هستیم و دلم واسه ارامش و روتین زندگی تنگ شده

یک روزایی که مهمونی ها خیلی فشرده میشدن سپهر غر غر می کرد و می گفت چه بدبختیه , فک و فامیل های خودمون کم بودن مال عروس جان هم اصافه شدن و خلاصه تمام مدت مهمونی و مخصوصا در مسیر رفت و برگشت در حال غر زدن بود .یک روز صبح که قرار بود بریم شاندیز مامانم گفت من نمیام و می خوام استراحت کنم سپهر هم فرمود ماجون بیا و نگران نباش چون اینجور جاها من دیگه غر نمی زنم :))

 

نظرات (3)
دوشنبه 14 فروردین 1396 ساعت 05:54
سلام ...
خیلی خوبه که آدم یه آرشیوی از خاطراتش به مدت طولانی داشته باشه.
من حس بیکاری بهم دست میده به جا اینستا و اینا میام وبلاگ گردی
کلا از هم نسلام عقبم
موفق باشین و زندگی شادی داشته باشین ایشالله ...
با اجازه وبتون رو لینک می کنم تا گاهی اوقات سر بزنم و بخونمتون
پاسخ:
ممنونم
دوشنبه 14 فروردین 1396 ساعت 05:59
یه چیزیم بگم :
من برخلاف تصورم که صبح ۱۴ ام به زور پا خواهم شد، از ۴:۵۵ صبح پاشدم و دارم تو نت می چرخم
پاسخ:
استرس 14 گرفتت
سه‌شنبه 15 فروردین 1396 ساعت 12:16
پری هر چی خواستم به روی خودم نیارم و شیطنت نکنم و بگذرم، دیدم نمیشه خب!!
گفتی اضافه وزن؟!!!
به هر حال از اونجایی که اینجانب هیچ نوع اضافه وزنی تو عید نداشتم، واجب دونستم پیام بزارم و مراتب (بقول خودت) پز زیاد رو اعلام بدارم
خلاصه که موفق باشی عزیزم
پاسخ:
فقط می تونم بگم خیلی خری
درضمن من از امروز دوباره رژیمم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد