X
تبلیغات
رایتل

نمی دونم چرا موقع نوشتن قرارداد ازدواج اینقده حساسیت به خرج نداد والا

دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 20:13

قبلا هم گفتم که همسرجان خعلی پرمشغله تشریف دارن و کارشون هم خعلی مهم هست و اگه یک روز نره سرکار (استغفرالله مگه ممکنه ؟!!) یا یک ساعت دیر بره کل مملکت کاراش می خوابه خلاصه اینجوری می شه که کارایی مثل معامله کردن که فقط در تایم اداری انجام می شه رو من انجام می دم (البته همه ی کارا رو من انجام می دم اینم روش ) اینجانب بعد از کلی بالا و پایین کردن و استعلام قیمت گرفتن از انواع نمایندگی های ماشین لیست قیمت ها و ماشینایی که می شه با بودجه مون بخریم رو طی یک گزارش به همسرجان می دم و ایشون هم بعد از مطالعه و ذکر معایب همه شون بالاخره به یکی شون رضایت می ده البته ناگفته نمونه که ستایش در انتخاب همسرجان تاثیر بسازایی داشتن چون فقط یک کلمه فرمودن وای بابایی من عاشق فلان ماشینم !!!! بعله همچین همسر دختر ذلیلی داریم ما خلاصه امروز صبح اینجانب با مدارک لازم تشریف بردم نمایندگی شماره ی x فلان خودرو و ایشون هم طبق روال همه ی کاسب ها فرمودن ای وای خانوم فلان رنگ ماشین که مدنظر شماست همین الان تموم شد و اون یکی فلان رنگ رو دارم و اگر حتما اصرار به فلان رنگ دارین باید 30 روز کاری صبر کنین بنده هم با یک تماس تلفنی از همسرجان استعلام گرفتم که چه کنم و خب ایشون هم فرمودن نخیر ابدا , پاشو برو یک نمایندگی دیگه که همون فلان رنگ رو داشته باشه و اینجانب بعد از کلی تلفن بازی نمایندگی شماره y فلان خودرو رو پیدا می کنم و می رم سراغش و ایشون می فرمان دوهفته ی کاری طول می کشه تحویل بدیم منم می گم اقای محترم این همسرجان من خعلی توی قرارداد بستن و معامله کردن سخت گیرن شما مطمین هستی که دوهفته ی کاری طول می شه یک وقت نشه دوهفته و یک روز ها درضمن رنگ رو هم کاملا متوجه شدین من چی می گم یک وقت موقع تحویل یک کوچولو کم رنگ تر یا پر رنگ تر تحویل ندین ها وگرنه همسرجان غوغا می فرمان  و ماجرای قرارداد سفرمون رو براش تعریف می کنم(همون 5 روزی که قرار بود بریم سواحل خلیج فارس یادتون میاد؟ هرچی می گردم نمی تونم لینک پستش رو پیدا کنم) اقاهه اب دهنش رو قورت می ده و می گه خانوم شما خودت اول برو به فلان ادرس که پارکینگمون هست و اونجا فلان رنگ ماشین رو ببینین و خودتون مطمین بشین همون رنگ مورد نظر همسرجانتان هست ومنم توی این فاصله با رییسم صحبت کنم و مطمین بشم می توینم دوهفته ای تحویل بدیم یا نه .اینجانب رفتم به پارکینگ فلان خودرو و از ماشین مورد نظر عکس می گیرم و می فرستم واسه همسرجان و ایشون هم تایید می فرمان و برمی گردم نمایندگی شماره y فلان خودرو و می گم رنگ مورد نظر درسته ایشون هم می فرمان رییس می گه می تونیم دوهفته ای تحویل بدیم بعد هم اضافه می کنن من در قبال وجهی که از شما می گیرم بهتون یک فاکتور می دم  و منم پرسیدم یعنی هیچ قراردادی نمی نویسین ایشون هم فرمودن روال کار فلان خودرو اینه که فقط درمواردی قرارداد تنظیم می کنه که فروش به صورت ثبت نامی و گرفتن ودیعه و تحویل مدت دار باشه درمورد فروش های نقدیمون فقط فاکتور پول رو می دیم .دوباره با همسرجان تماس می گیرم و جریان رو می گم همسرجان هم با تعجب می فرمان امکان نداره و من گوشی رو میدم تا با مدیر فروش صحبت کنه و بعد از 45 دقیقه !!! صحبت کردن مدیر فروش مجبور می شه یک قرارداد تنظیم کنه و هی پای تلفن به همسرجان می گه اخه روال کار فلان خودرو اصلن این نیست و نمی شه شما این خودروسازی رو مجبور به انجامش کنین ..ولی خب همسرجان مجبورش می کنه و بعد هم پای تلفن به من می گه اگه توی متن قرارداد تاریخ تحویل رو ننوشتن کلا بیخیال شو وبیا بیرون درضمن حواست باشه تمام متعلقات ماشین توش ذکر بشه حتی چهارتا چرخش !!! می گم عزیزم این یک قرارداد ماشین چندمیلیون تومنی هست ها نه یک قرارداد صنعتی چندمیلیون دلاری بعدم گوشی رو قطع می کنم  

اقای فروشنده بعد از کلی بالا و پایین کردن و صحبت با مافوق توی قرارداد تاریخ تحویل 20 روز کاری رو می نویسه و میگه می ترسم بنویسم دوهفته و خدایی نکرده یک روز تاخیر بخوره بعد اونوقت جواب همسرجانتون رو چی بدم   

نظرات (13)
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 21:58
اصفهانی اصیلن...اصالت خوبه که یعنی خیالتون راحت باشه که 1% هم خون عرب و بقیه نژاد هارو ندارن
پاسخ:
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 07:40
سلام
خیلی هم عالی باریک الله به ستایش خانم
مبارک باشه ان شاالله
بله به خاطر داریم سواحل و کوسه و یکی از رفقا و ایندین گرل !!اینجا استیکر فرار نداریم عایا؟
در ازدواج همون توی ای پری کجایی ! خودش کلی قرارداد بوده
پاسخ:
به به سلام اقای پدر
ممنونم
اخ اخ اون یکی از رفقا رو نگین که جاش زیادی خالیه
خوب حافظه ای دارین ها
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 18:36
هورااااا
مبارک تون باشه.
ایشالله که چرخش واسه تون بچرخه.
عزیزم چه معنی می ده رو حرف دختر خونه حرف بزنن؟ هر چی ستی بگه
پاسخ:

می دونی که من عاشق شخصبتت هستم بانو
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 20:40
سلام
برای ازدواج دیگه نیازی به قرارداد نبوده
شخصیت شما از همون برخورد اول براشون مشخص شده
پاسخ:
سلام اقای دکتر
شرمنده می فرمایین اقای دکتر
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 22:30
سلام
به به مبارکه ماشین جدید بسلامتی!
میگم هروقت ماشین جدید را تحویل گرفتید اجازه بدید ما هم یک بار بوقش را بزنیم یکخورده دلمون باز بشه تو را خدا !!!از شوخی گذشته مبارکتون باشه الهی چرخهاش براتون به شادی و خوشی بچرخه !
پاسخ:
سلان کیانا جون
مرسی
حتما, اتفاقا به زهرا هم قول دادم باهاش بوق بزنه
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 00:22
چرا زودتر نگفتی قصدشو داری تا من همه شرایط رو برات ایمیل می کردم و مجبور نبودی بچرخی تو شهر ما نصف فامیل همسرمون و دوستاشون نمایندگی ایران خودرو دارن
اصلا سفارش می دادیم کارخونه براتون می ساخت !!!
پاسخ:
ای بابا مینی ما جان خب زودتر رو کن که کل نمایندگی های ماشینا زیر نظر شما هستن والا
اون سفارش رو خوب اومدی
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 01:55
اینکه خیلی خوبه.شوهر ایده ال کار میکنه شما فقط خرج میکنی
پاسخ:

عاشقتم مصی
پنج‌شنبه 12 آذر 1394 ساعت 09:27
پری جون فک کنم اگا تو ی چند روزی نباشی شوهرت اوصاعش خراب میشه. راستش اون زمان بابای ما حرفمون تو خرید گوش میکرد الان فک میکنم چقدر مامانا طفلین
پاسخ:
خودش که همچین فکری نمی کنه سوری جون
باباها هستن و عشق به دختراشون
پنج‌شنبه 12 آذر 1394 ساعت 20:15
ای جانم مبارک باشه
پاسخ:
مرسی مینا جان
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 15:46
قبلنا مبگفتیم از دست این پسرک جناب سپهر.... الانا یکی دیگم اضافه شد از دست این همسر...... وسواس فکریش از پهنا تو حلق نمایندگی های ماشین
پاسخ:
والا بوخودا
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 12:06
برای ازدواج هم یکی از مهربونترین کسایی رو انتخاب کردن که من تو زندگیم دیدم
مهربون و صبور و .....
امکان نداره دعا کنم و تو و ستایش و سپهر به خاطر لطفایی که به من و باران کردی تو دعا نباشید
ایشاله ماشین نو مبارک باشه و چرخاش براتون به خیر بچرخه
پاسخ:
مامان باران دوست داشتنی شرمنده ام می کنی
من که هیچ کاری واست نکردم عزیزم
ایشالله بزودی موهای باران مثل قبل بلند و خوشگل می شه
صبوری خصوصیت بارز همه ی خانواده های بیماران سرطانی هست
دوست دارم
دوشنبه 16 آذر 1394 ساعت 17:55
امان از دست این خودروسازها
پاسخ:
واقعا
سه‌شنبه 17 آذر 1394 ساعت 00:25
پریسا جون من خیلی به وبلاگتون عادت کردم. دو سال پیش خیلی تصادفی وبلاگتونو پیدا کردم. نمیدونم چرا انقدر به شما و نوشته هاتون علاقه مند شدم.سپهر ستی دایی ممرو ... یه زندگی زنده و در جریانو تو ذهن آدم تداعی میکنه. خوشبختی زندگیتون مستدام
پاسخ:
سلام مامان عزیز
خیلی لطف داری
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد